+  

 

 

دسته بندی شخصیت انسانها براساس ظاهروباطن

آدمها را برحسب خصوصیات اخلا قی شان دسته بندهای گوناگونی کرده اند ولی یک دسته بندی جالب هم می تواند بر حسب ظاهر و باطن آنها باشد براین اساس و پایه آدمها در چهار دسته قرار می گیرند:


۱) آدمهای خوش ظاهر و خوش باطن:
این دسته از آدمها مصداق بارز ضرب المثل« رنگ رخساره گواهی دهد از سر ضمیر» قرار می گیرند و صورت ظاهر آنها با سر درونی شان هماهنگ و همخوان است. چنین آدمهایی هم از دنیا خیر می بینند هم از آخرت. محبوب عالمند و مقبول خاص وهر چند پیچیدگی دنیای ماشینی معاصر می رود که از آدمهای مزبور وجودی رویایی و غیر واقعی بسازد که چون«دیوژن» فیلسوف باید در روز روشن با چراغ دنبالشان جست که:
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
تشخیص افتراقی اینگونه افراد از دسته ای که متعاقبا اعلا م خواهد شد همواره به سهولت امکان پذیر نیست.


۲) آدمهای خوش ظاهر و بد باطن:
اینگونه افراد را به القاب عدیده ای موصوف کرده اند چون:«مار خوش خط و خال» و « افسونگر ظاهر فریب». عامه مردم از این جور آدمها بیزارند و عقیده دارندکه آراستگی ظاهری آنها رنگ و لعابی ریاکارانه دارد و نه تنها خصلتی نیکو به شمار نمی آید که بسیار هم نکوهیده و زشت است. به زعمی، عدم آن به از وجود، چنین افرادی متاسفانه به طور فزاینده ای در جامعه کنونی ما مدارج عالیه ترقی را طی می کنند و در بسیاری از مواضع و موقعیت

ما مدارج عالیه ترقی را طی می کنند و در بسیاری از مواضع و موقعیت ها رخنه می نمایند اما هر مکانی را اشغال کنند هرگز در قلب ها جایی نخواهند داشت.


۳)
آدم های بد ظاهر و خوش باطن:
اینها افرادی پاک سرشت و خوش فطرتند ولی گوشت تلخ و بدن زبان و تند خو و کژ رفتار. همواره چوب زبان خود را می خورند نه اهل و عیال در خانه از دست این آدم ها در آسایشند و نه در جامعه. از سر و همسایه و رفیق و نارفیق همه را از خود می رانند. با این وجود جامعه به خاطر همان طینت خوبشان آنها را تحمل می کند و در جایی هم اگر سو» تفاهمی پیش آید خواهند گفت: بر وی ببخشایید. ظاهرش را نگاه نکنید قلب او چون آئینه است! این قبیل افراد گر چه برعکس آدم های خوش ظاهر و بد باطن که کامیاب و کامروایند در اجتماع شکست خورده و از هر سو رانده شده اند ولی عامه مردم همین آدم های بد ظاهر و خوش باطن را از آدم های خوش ظاهر و بد باطن بهتر می دانند.


۴)
آدم های بد ظاهر و بد باطن:
این افراد هر چند باز بهتر از خوش ظاهر و بد باطند ولی چون از آن وجاهت (گر چه گول زننده) بی بهره اند به معنای واقعی «ابلیس» به شمار می آیند! در حقیقت درونشان خود آنها را می خورد، بیرونشان مردم را! هم خودشان بدبختند و هم اطرافیان او از دست وی آسایشی ندارند. اینجا نیز ضرب المثل «رنگ رخساره گواهی دهد از سر ضمیر» مصداق واقعی خود را پیدا کرده است منتها در جهت منفی. بگذاریم این شیشه خرده ها را از وجود خود زایل کنیم و درکسوت انسان های پاک نهاد و خوش رفتار که همانا دسته اول یعنی خوش ظاهر و خوش باطن هستند در آییم.

هر چند مولا نا در ادامه بیت بالا فرموده است:
گفت یافت می نشود گشته ایم ما
گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست

الحمدلله والصلاة والسلام علی سید المرسلین…

خداوند متعال برای هر انسان ظاهر و باطنی قرار داده است. باطن یا درون، همان قلب و عقل است و اعتقادات و تصوراتی است که در آنها موجود است و همچنین احساسات و امیال و رغبت هایی است که به واسطه ی اعتقادات و تصورات درونی انسان به وجود می آید.

ظاهر انسان نیز همین بدن و کارهای آن است. اما ظاهر و باطن انسان دو جهان مستقل جدا از هم نیستند بلکه میان آن دو ارتباطی محکم و تاثیری دوجانبه وجود دارد.

در این بین، باطن و درون، اساس را تشکیل می دهد و در واقع نیروی حرکت دهنده ی ظاهر و کنترل کننده ی حرکت های آن است و همین نیروی درون است که تعیین کننده ی صلاح و فساد انسان و پاداش و جزای وی نزد الله است. زیرا همانگونه که گفتیم باطن، تعیین کننده است و ظاهر، انجام دهنده است:

{ یا أیها النبی قل لمن فی أیدیکم من الأسرى إن یعلم الله فی قلوبکم خیراً یؤتکم خیراً مما أُخذَ منکم } [انفال: ۷۰]

(اى پیامبر به کسانى که در دست‏شما اسیرند بگو اگر الله در قلب های شما خیرى سراغ داشته باشد بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می دهد)

{ ومن یخرج من بیته مهاجراً إلى الله ورسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع أجره على الله } [نساء: ۱۰۰]

(و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه الله و پیامبرش از خانه‏اش به بیرون شود سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر الله است)

و رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «همانا کارها به نیت ها بستگی دارد و برای هر شخص آن چیزی است که نیت نموده است»

اما اقتضای حکمت الهی اینگونه بوده که این ظاهر تنها منفعل نبوده و بلکه ممکن است خود نیز عمل کننده و فاعل باشد. یعنی وقتی ظاهر دست به انجام کاری می زند خود این کار بر درون و باطن تاثیر می گذارد. حال اگر این کار خوب بود تاثیر آن خوب و اگر بد باشد نیز تاثیر بد خواهد داشت.

بر همین اساس اگر درون انسان بر اساس خیری کلی بنا شده باشد اما نداند که انجام این خیر دقیقا به چه طریق است، در این حالت ممکن است ظاهر بر حالتی برعکس درون بوده و بر درون تاثیر منفی بگذارد.

بر این اساس صلاح انسان کامل نمی شود مگر با قلبی که هم اراده ی خیر را دارد و هم خیر را می داند. زیرا تنها اراده ی خوبی کافی نیست همچنانکه دانستن خیر نیز به تنهایی سودی نمی رساند.

خداوند متعال می فرماید:

{ تبارک الذی بیده الملک وهو على کل شئ قدیر (۱) الذی خلق الموت والحیاة لیبلوکم أیکم أحسن عملاً} [ملک: ۱-۲]

(مبارک است آنکه فرمانروایى به دست اوست و او بر هر چیزى تواناست (۱) آنکه مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوکارترید…)

علمای آگاه می گویند: نیکوکاری کامل نمی شود مگر با دو شرط اخلاص در نیت و درستی خود کار. سپس می گویند: اخلاص یعنی اینکه شخص با کار خود رضایت الهی را بخواهد و درستی کار یعنی اینکه آن کار بر اساس سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم باشد.

این سخن علما از تعدادی از نصوص قرآن و سنت برگرفته شده است. مثلا خداوند می فرماید:

{ ومن أراد الآخرة وسعى لها سعیها وهو مؤمن فأولئک کان سعیهم مشکوراً } [إسراء: ۱۹]

(و هر کس خواهان آخرت است و تلاش خود را براى آن بکند و مؤمن باشد آنانند که تلاششان مورد حق‏شناسى است)

اینگونه شرط مورد قبول شدن عمل اولا اراده ی آخرت و ثانیا ایمان، قرار داده شده است که هر دو، جزو مسائل قلبی هستند و شرط سوم نیز تلاشی است مناسب برای آخرت که عمل ظاهر است یا حداقل باید در آن کاری ظاهری رخ دهد

ظاهر وباطن

یا‌أباذر إن الله عزوجل یقول: إنی لست کلام الحکیم أتقبل و لکن همه و هواه، فان کان همه و هواه فیما أحب و أرضی جعلت صمته حمدا لی و ذکرا ( و وقارا ) و إن لم یتکلم.

ای اباذر همانا خدای عزوجل می فرماید: من چنان نیستم که فقط به سخن شخص حکیم و فرزانه نگریسته و آن را بپذیرم، بلکه اندیشه و خواسته دل او را نگاه می کنم، که اگر حال و هوای او درباره چیزی است که مورد رضایت و محبوب من است همان سکوت و خموشی او را بعنوان حمد و ستایش زبانی، و ذکر و وقار به حساب می آورم، اگرچه سخن نگوید و کلامی به زبان نیاورد.

آری چه بسیارند انسانهای خوش زبان و خوش بیانی، که به زیباترین وجهی سخنان زیبا ادا می کنند و مستمعان را مات و مبهوت خود می کنند اما اعمال و رفتارشان به هیچ وجه با گفتارشان همخوانی ندارد و از آن بالاتر اینکه، صفات قلبی و درونی شان نیز، زشت و نازیبا می باشد.

گر سخن گوید ز مو باریکتر                    از بر وی تا به می راهی است نیک

همچو جوی است او ، نه آبی می خورد            آب از او بر آب خواران بگذرد

آب در جو ز آن نمی گیرد قرار              زآنکه آن جو نیست تشنه ، وآبخوار[1]

یا‌أباذر إن الله تبارک و تعالی لاینظر إلی صورکم و لا إلی أموالکم و لکن ینظر إلی قلوبکم و أعمالکم.

ای اباذر خدای تبارک و تعالی به صورتها و اموال شما نگاه نمی کند بلکه به دلها و عملهای شما نگاه می کند. اما افسوس که آنچه برای ما مهم است زیبایی صورت و جمع ثروت است و همه دلخوشی ما به مال و جمالی است که یکی را به شبی برند و دیگری را به تبی !

و آنچه برای ما مهم نیست اصلاح کردن اخلاق و اعمالمان است ، سخنهایمان چون مار و کژدم بوده و در درونمان صفات دیو و دد حاکم است اما برایمان مهم نیست و به مال و جمال خود می نازیم و گمان می کنیم اینگونه امور در درگاه الهی مایه ارزش و تقرب است! زهی خیال باطل

ای تو در پیکار تن خود را باخته                           دیگران را تو ز خود نشناخته

در زمین دیگران خانه مکن                                کار خود کن کار بیگانه مکن

چیست بیگانه ؟ تن خای تو                                کز برای اوست غمناکی تو

یک زمان تنها بمانی تو ز خلق                           در غم و اندیشه مانی تا به حلق

این تو کی باشی که تو آن اوحدی                         که خوش و زیبا و سرمست خودی

مرغ خویشی صید خویشی دام خویش                    صدر خویشی فرش خویشی بام خویش [2]

یا أباذر التقوی ههنا، التقوی ههنا و اشار إلی صدره-.

ای اباذر تقوا اینجا است، تقوا اینجا است، و به سینه مبارک خود اشاره فرمود. یعنی با ادعا کردن و رجز خواندن نیست و در معرکه گناه و در خلوتها ، افراد با تقوای واقعی شناخته می شوند و الا واعظ و سخنران و سخندان فراوان است.اما خوش بود گر محک تجربه آید به میان .



[1]- جلال الدین بهاء الدین مولوی، مثنوی معنوی، دفتر دوم ، ص 243

[2]- جلال الدین بهاء الدین مولوی مثنوی معنوی، دفتر چهارم ، ص 675

 

 

 

نویسنده : ARMAGHAN ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به پرشین بلاگ خوش آمدید

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نویسنده : پرشین بلاگ ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک